با دو تا از دوستان بودیم
تو محیط کار
حرف افتاد از قیامت و 1 1
یکی از بچه ها گفت پیشه حاج آقا بودیم
حاجی شروع کرد راجب این مثال صحبت کردن که میگن
"مورو از ماست میکشن بیرون"
حقیقت یه ترسی وجودمو گرفت
نه اینکه آدم شده باشم نه
ما متاسفانه به گفته دوستان پوستمون کلفت شده
ولی ترسیدم
میگه شما با شخصی تند صحبت میکنی
اون شخص عصبانی میشه
با همسرش دعوا میکنه
بچشون با دیدن این صحنه ناراحت میشه
و به دختری پناه میاره و دوست میشه و رابطه و فرزند نا مشروع
میگه شما تو این گناه شریکی
یا ابوالفضل مگه میشه!!!
میگه آیت الله ها تو روز قیامت میدوند اینور و اونور
میگه تو روز قیامت من آویزان چند نفر هستم برای حلالیت
هر کدوم از اونها آویزان چند نفر دیگه
و چند نفر دیگه آویزان خود من
تا همدیگرو حلا کنیم تا حسابمون پاک بشه
حقیقت هم ترسیدم
و هم اینکه یه جورایی ناامید
و البته یه کوچولو شک
چون من خودم به شخصه عقلم به خیلی چیزا نمیرسه
از اون طرفم انتظار بر این دارم از اونها ازم حساب کتاب نشه
هر چند از همینهاییم که شنیدیم حساب کتاب کنند وا ویلا هست
نیازی نیست کار به "مورو از ماست بیرون کشیدن" برسه
یه مقدار کوچیک چشم امید به اهل بیت علیه اسلام داریم
اونم وقتی به خودم و کارام و کردارم نگاه میکنم
با خودم میگم اون بندگان خدام به چه بهونه ای دست منو بگیرند
پروند سیاه
و تکرار در گناه
داستان زیاد داریم که منظورشون این جمله معروف میشه
حالا هر کدوم با تعابیر مختلف ولی معنی مشترک
در بخشش و رحمت خداوند
میگن کریم وقتی به قدرت برسه میبخشه
تو قیامت خدا قدرت داره و از طرفیم رحیم
خدایا اهل قسم دادن نیستم
ولی ما به غیر از خودت کسیرو نداریم
بنده خدا میگفت وقتی پدر میخواد بچشو بزنه
بچه تنها پناهگاهش آغوش خود پدر
و پدرم به آغوش میکشه بچشو
ماام به غیر شما کسیرو نداریم
"مارو در آغوش بگیر"
"الکریم اذا قدر عفا"
برچسب:
نویسنده: یاسین نوری