«ابن فهد» روزی در باغ بود که شخصی یهودی وارد شد و گفت: شما میگویید پیغمبرتان گفته عالمان امت من از انبیای بنیاسرائیل برترند؟ احمد بن فهد جواب داد. آری! یهودی گفت: نشانه این ادعا چیست؟ موسای کلیم، عصا را اژدها میکرد.
در این حال «ابن فهد» نیز بیلی که در دست داشت به زمین انداخت و بیدرنگ ماری مهیب شد! سپس آن را گرفته دوباره به شکل بیل درآمد. یهودی گفت: شما از این نظر در رتبه آنان هستید (نه برتر از آنان)، ابن فهد گفت: برای موسی چنین خطاب آمد: «لاتخف» یعنی نترس! ولی ما نترسیده، آن را میگیریم.
نقل کردهاند که یکی از علما در خواب چنان دید که مجلسی با شکوه بر پاشده و همه عالمان شیعه در آن جمعاند ولی «ابن فهد» حضور ندارد. در عالم خواب میپرسد پس ابن فهد کجاست؟ میگویند او در مجلس انبیا مقام گزیده است!
آن عالم بزرگ مدتی بعد پس از دیدار با «ابن فهد» خوابش را برای وی تعریف میکند. آنگاه میپرسد: شما چه کردهاید که خلوتنشین محفل انس گشته و در مجلس پیامبران جای گرفتهاید؟ «ابن فهد» میگوید: آنچه مرا بدان مقام رهنمون شد این بود که فقیر بودم و پولی نداشتم تا به آن صدقه داده، نیازمندی را دست گیرم. از همین رو مقام و آبرویم را صدقه دادم و از موقعیت خویش نیازمند را دستگیری کردم.
منبع
https://hawzah.net/fa/Article/View/93291/عالمی-که-بیل-در-دستش-مار-شد
برچسب:
نویسنده: یاسین نوری